شما می توانید در قسمت نظرات این پست ، نظرات متفرقه ی خود را در رابطه با وبلاگ بیان کنید
بچه ها سایت رسمیه علوم آزمایشگاهیان کشور به همت بچه های همدان تاسیس شد
به آدرس زیر مراجعه کنید .
www.azkadeh.com
+ نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 0:0  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...
............
.......
...
..
.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 13:59  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
نقل از ارنستو گوارا لینچ، پدر چگوارا
سال ۱۹۵۱ بود. در این زمان ارنستو عاشق شده بود٬ عاشق دختری اهل کرودوبا. من و مادر ارنستو و همه اعضای فامیل گمان می کردیم همین روزها ارنستو با آن دختر طناز و دوست داشتنی ازدواج خواهد کرد.
اما یک روز ارنستو آمد و گفت:«پدر! من عزم سفر دارم. »
گفتم:«چه مدت طول خواهد کشید؟ »
گفت:«یک سال؛ شاید هم بیشتر، آخر می خواهم با موتور سیکلت همه ی آمریکای جنوبی را بگردم. »
پرسیدم:« دوست دخترت را چه می کنی؟ »
گفت:« اگر دوستم داشته باشد، منتظر می ماند. »
گفتم:« خسته می شوی. »
گفت:« خسته خواهم شد. »
گفتم:« گرسنه می مانی. »
گفت:« می دانم. »
گفتم:« ممکن است بمیری. »
گفت:« برای مردن آماده ام. »
گفتم:« پس می روی؟ »
گفت:« باید بروم. »
لینک دانلود کتاب خاطرات سفر با موتور سیکلت - ارنستو چگوارا
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 0:14  توسط آرمان
|
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:57  توسط ابوذر
|
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:54  توسط ابوذر
|
هیچ استراتژی و هیچ تاکتیکی بهتر از جنگیدن با دستان پاک و مبارزه از راه حق و حقیقت نیست٬ زیرا تنها سلاح هایی هستند که اعتماد به نفس را بر می انگیزند٬ ایمان می آفرینند٬ امنیت٬ عزت نفس و اخلاقیات را الهام می بخشند.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 1:52  توسط آرمان
|
+ نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 22:23  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
سلام.
جواب سوال پیش دکتر. توتون چی رو پیدا کردم. گفتم بذا بچه ها به بقیه درسهاشون برسن.
سوال: دو مسیر که آمونیاک ضرر (اثر منفی) خود را به بدن می رساند (اعمال می کند)؟
۱) با الفا-کتو اسید ها واکنش داده و گلوتامات می سازد. در اینصورت٫ کاهش میزان الفا-کتو گوتارات به اختلال چرخه اسید تری کربوکسیلیک نرون و در نتیجه عوارض بعدی ( کما و مرگ و...) می انجامد.
۲) سطوح بالای آمونیوم باعث افزایش سطح گلوتامین می گردد که به عنوان یک ماده فعال از نظر اسمزی در آستروسیت های مغز عمل می کند.(آستروسیت سلول های ستاره ای شکل اند که مواد غذایی را فراهم آورده و پشتیبان و عایق نرون ها اند.) این فرآیند باعث جذب آب به درون آستروسیت ها برای حفظ تعادل اسمزی می گردد و منجر به تورم و در نتیجه عوارض بعدی ( کما و مرگ و...) می گردد.
منبع جواب ها هارپر و لنینجر بود.
اگه جواب ها اشتباه بودن لطفا به من هم بگید.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 16:54  توسط آرمان
|
سلام :
این آخرین پستی که از من میخونید:
متاسفانه باید بگم که به علت ناراحتی ایجاد شده برای تعدادی از بچه های گل کوا و تسکین این دوستان عضویت خود در این وبلاگ رولغو میکنم (از مدیریت وبلاگ می خوام که این کار رو برام انجام بده)
امیدوارم که این دوستان مسائل پیش آمده را به فراموشی بسپارند و عذر این حقیر را پذیرا باشند
به امید موفقیت روزافزون بروبچه های صمیمی کوا...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم بهمن 1388ساعت 21:20  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
روسیه با 17 میلیون متر مربع مساحت بزرگترین کشور جهان است
بعد از آن کانادا و چین و آمریکا هر کدام با 9 میلیون مساحت در رده های بعدی جهان قرار دارندادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 22:45  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
15 عکس حیرتانگیز از جنگ جهانی دوم که شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد!
جمله معروفی هست که میگوید: «یک تصویر ارزشمندتر از هزاران کلمه است». ولی من باید با این جمله هم مخالفت کنم. چرا که به نظر من ارزش یک عکس خیلی بیشتر از این توصیفات است. شاید من خیلی آدم متعصبی باشم، اما هر زمان که به عکسهای جنگ جهانی نگاه میکنم، ذهنم شروع به آنالیز کردن جزئیات بسیار ریز این عکسها میکند.
پس از این عکسها لذت ببرید! اینها از اداره NARA (یعنی اداره اسناد و بایگانی ملی) گرفته شدند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 22:41  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 0:1  توسط مهتاش
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 14:17  توسط کیوان
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 13:53  توسط کیوان
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 2:41  توسط محمدحسین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 15:12  توسط کیوان
|
هرگز دل من ز علم محروم نشد٬ کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز٬ معلومم شد که هیچ معلوم نشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 10:46  توسط آرمان
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 0:17  توسط محمدحسین
|
پرسیدم چطور بهتر زندگی کنم؟
با كمی مكث جواب داد:
گذشتهات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده شو
. .و . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 19:10  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
دلا تا کی اسیر یاد یاری ٫ ز هجر یار تا کی داد داری
بگو تا کی ز شوق روی لیلی ٫ تو مجنون پریشان روزگاری
پریشانم ٫ پریشان روزگارم ٫ من آن سرگشته ی هجر نگارم
کنون عمریست با امید وصلت ٫ درون سینه آسایش ندارم.
شاعر... . از محسن شنیدم!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 16:59  توسط آرمان
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 10:41  توسط فاطمه
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 18:27  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
پدر خسته از سر کار به خانه برگشت.
پسر از پدر پرسید پدر میتوانم بپرسم ساعتی چند دلار حقوق میگیری . پدر با بی حوصلگی گفت به تو ربطی ندارد.
پس از اندک زمانی پسر بار دیگر این سوال را از پدر پرسید و پدر با عصبانت پسر کوچکش را دعوا کرد ولی پسر باز با خواهش از پدرش خواست تا بداند دستمزد پدرش ساعتی چند است و پدر ناگزید پاسخ داد ساعتی ۲۰ دلار.
پسر از پدر پرسید می توانی ۱۰ دلار به من بدهی نیاز دارم. و پدر شاکی از اینکه تمام پافشاری های پسر از سوالش فقط برای گرفتن پول بود... با فریاد به پسرش گفت بر و به اطاقت تا دیگر نبینمت.
پسر با حالی دگرگون راهی اطاقش شد .
پس از مدت زمانی پدر از کارش پشیمان شد و برای دلجویی از پسرش راهی اطاق پسر شد . درب اطاق را که باز کرد دید پسرش دستپاچه مشغول جمع کردن پولش است.
پدر با خشم از پسر پرسید. این پول ها چیست؟
پسر گفت پول های توجیبیم است.
پدر سوال کرد چقدر است؟ پسر جواب ۱۰ دلار .
و پدر متعجت از پسر پرسید ! تو که خودت ۱۰ دلار داشتی برای چه ۱۰ دلار دیگر از من میخواستی؟
پسر در پاسخ به پدرش گفت. برای آنکه ۱۰ دلار کم دارم تا بشود ۲۰ دلار و به تو بدهم تا فردا یک ساعت زودتر به خانه بیایی ....
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 18:26  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 17:47  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
واقعا این دو مربع یک رنگـــند؟!
دوازده یا سیزده ؟!
اهمیت وضع ظاهری در قضاوت
نقشه جغرافیایی هدایای روز پدر در مقایسه با روز مادر
شبیه سازی راه رفتن زنان و مردان در حالات روحی مختلف
مهر مادری حتی در پرندگان !
جان بخشیدن به خطوط بی جان!
گواهینامه رانندگی پس از 950 بار امتحان!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 18:39  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
The ''L I TT L E'' Things of Life
چیـــزهای کوچـــک زنــدگی

After Sept. 11th one company invited the remaining members of other companies who had been decimated by the attack on the Twin Towers to share ! their available office space
بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 18:27  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 18:8  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
با دیدن عکس های زیر به علت خود کشی معلمان ریاضی پی می برید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 16:3  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
بچه ها میخوام یه سایتی بزارم براتون که ته هر چیزیه که فکر میکنی !!!!!
من خودم اینو که دیدم کپ کردم
سایت خفن
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 15:39  توسط .•*´¨`*•.¸علیرضا¸.•*´¨`*•.
|
نمی دونم اسمشو بذارم رویا یا کابوس ... ولی آرزوم دیدنت بود ، چه توی رویا ، چه توی کابوس!!
یادمه اومدی به خوابم ! گفتی : گل قشنگم ، ۱۱تا کبریت بیار، یکی یکی روشنشون کن ، آخریشو که روشن کردی ، من پیشتم !
ازخواب پریدم ، تنم خیس عرق بود ، چند لحظه مکث کردم و بعد ... من بودم و ۱ قوطی کبریت روبروم !!
شروع کردم به روشن کردن .اولی ... خاموش شد ،دومی ... خاموش شد ، دوازدهمی ... خاموش شد، هجدهمی ... خاموش شد ...
فردا تیتر روزنامه ها این بود :
" دختری جوان خود را به آتش کشید !!! "
مهتاش ۱۹/۱۰/۸۸
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 13:59  توسط مهتاش
|